ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

212

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

حساب هواى سالم و تميز اين ديار گذاشت ، زيرا من همواره جراحيها را در هواى آزاد انجام مىدادم و بيماران عمل شده را هيچ‌گاه در اتاق نمىخواباندم بلكه آنها را زير سرپناهها و درختان قرار مىدادم . در مورد جراحيهاى ترميمى با اطمينان خاطر مىدانستم كه دور زخم به خوبى مىگيرد و به اصطلاح چاق مىشود . در كتاب درسى جراحى خود من اصولا از طرح شليوس « 18 » پيروى كردم اما مطالب و موارد بسيارى نيز بر آن افزودم مثلا راجع به سالك ، شقاقلوس ، پيوك ، جذام و غيره . به فصول مربوط به شكستگى ساق و دررفتگى پا طرحها و تصاوير موفقيت‌آميزى نيز افزودم « 19 » . 3 . در سومين سال اقامت خود ، سرانجام با تلاش بسيار تأسيس بيمارستانى را براى سربازان بيمار ، در خارج از شهر ، طرح كردم و اجراى آن را قبولاندم . تا آن هنگام بيماران در سربازخانه‌هاى تاريك و زيرزمين - مانند بسر مىبردند به نحوى كه به هنگام بروز تيفوئيد توأم با بيمارى جلدى كه اغلب در زمستان بروز مىكند ، يك فوج كامل به اين بيمارى واگير دچار مىگرديد و ميزان مرگ‌ومير بين سربازان به نحوى وحشتناك بالا مىرفت . من نقشهء هريك از تالارها ، آشپزخانه ، داروخانه ، اتاقها و انبارها و غيره را طرح كردم . همهء بنا عبارت بود از زمينى چهارگوش با صحن حياطى بزرگ كه در وسط آن حوضى تعبيه شده بود و باغچه‌هائى آن را در بر مىگرفت . دور تا دور عمارت را مىبايست بوته و درخت بكارند و ديوارى بلند اين همه را در خود احاطه كند . تالارها در حدود 5 / 3 پا از كف زمين بالاتر بود . از بالاترين نقطهء سقف ضربى لوله‌اى دودكش مانند برافراشته مىشد كه از سوراخ آن تهويه انجام مىگرفت . براى كار تخليه ، فرورفتگى - هاى كوچكى مانند طاقچه در ديوار تعبيه شده بود كه از آنجا از طريق درهاى كوچكى كه به خارج باز مىشد فضولات را خارج مىكردند . چنين بود نقشهء اصلى من . اما اين نقشه نيز مانند طرح ساختمان معبد در كتاب عزرا نقش بر آب شد . فرماندهء كل كه يك نفر كرد و از خويشاوندان رئيس بهدارى قشون بود با اين طرح نظرى نامساعد داشت . هنگامى كه پس از چند ماه از ييلاقهاى كوهستانى بازگشتم متوجه شدم كه نقشهء من سراپا دستخوش تغيير شده است ؛ به جاى تالارهاى وسيع هواگير براى آنكه از مخارج سقفهاى ضربى بكاهند اتاقهاى كوچك زيرزمين مانندى ساخته بودند . خوشبختانه توانستم كارى كنم كه همهء اين اتاقها را دوباره ويران سازند و بر طبق نقشهء من از نو بسازند . درختانى را كه مىبايست غرس شوند و من بهاى آنها را از كيسهء خود پرداخته بودم يا دزديده ، يا به عنوان هيزم سوزانده و يا بدون ريشه آنها را در زمين كاشته بودند . دستور دادم كه در صحن داخلى بيمارستان شبدر بكارند زيرا در غير اين صورت در تابستان

--> ( 18 ) . Chelius . ( 19 ) . اين هر دو كتاب درسى در تهران چاپ سنگى شد . « تشريح بدن انسان » در آوريل سال 1854 ( - 1270 ه . ق . ) و « كتاب جراحى و رسالهء كحالى » در ماه مه 1857 ( - 1274 ه . ق . ) منتشر گرديد . كتاب نخستين به نسخ و ديگرى به خط تعليق بود .